و چه غم انگيزست
انفجار كلمات در ذهنم
ناتواني خودكار از نوشتن
بي ثباتي قلبم
ضعيفي ِ جسمم
خستگي روحم
!و من هنوز هم زنده ام
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 17:47  توسط الناز
|

و چه غم انگيزست
انفجار كلمات در ذهنم
ناتواني خودكار از نوشتن
بي ثباتي قلبم
ضعيفي ِ جسمم
خستگي روحم
!و من هنوز هم زنده ام
ميشه
بي ثباتي دنيارو
از تو قلبم
فهميد
اما
اين بي ثباتي
ظاهري نيست آيا؟؟؟
مدتي يه
قلبم زندوني شده و
عقلم فرمانروايي
...ميكنه
زهی خیال باطل
خسته شدم
کاش میشد زندگی رو
برای مدتی
متوقف کرد
...کاش میشد
اما
..........
کاش میشد مثل
اونروزا
شاد بود
کاش میتونستم
یه چیزی بنویسم
کاش زندگی جریان داشت
اصلا نمیدونم دارم چی میگم
قاطی کردم
یه آدم مکانیکی شدم
قلبم گم شده
فکر میکنم
عقلم درست و حسابی کار میکنه
اما اینم دروغه
چه بد ِ آدم
یه مرگش باشه
و کسی حتی خودش نتونه کمکش کنه.
ایندفعه حال کردم تیکخ تیکه بنویسم حرفام و
تو یه سطر ننویسم.
همه قاطی کردن
خودم
دوستام
دنیا
چرا تموم نمیشه؟؟؟
لذت نمیبرم.
خسته شدم
خسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتهههههههههههههههه