تبليغاتX
نور سحری
 

ای دوست

می دانم

...حتی با تو بی توام

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:30  توسط الناز  | 

 

دیگه نیستی و

خیلی سخته قبول این نبودنت

کاش قبل رفتنت معنی اون نگاه منتظرت رو می دونستم

کاش قدر بودنت رو قبل رفتنت می دونستم

مامان جونم

مامان بزرگ مهربونم

نمی دونستم که

این همه سخته زندگی کردن بی تو

سخته دیدن جای خالیت توی خونه ت

آقا جون و تنها گذاشتی و رفتی

ماهارو تنها گذاشتی و رفتی

۱۹ روزه که رفتی

اما هنوزم داغ رفتنت تو دلم تازه ی تازه ست

می دونم جات اون بالاها چقدر خوبه

اما این دلتنگیه من تمومی نداره تا ابد...

روحت شاد فرشته ی مهربونه زندگیم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 19:14  توسط الناز  |