مثل وعده ی آبنبات چوبی
که کودک را گول می زند
خودم را با امید دیدن روی خوش زندگی
گول زدم
اما
مثل همیشه
...دروغگوی خوبی نبودم
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 1:5  توسط الناز
|

مثل وعده ی آبنبات چوبی
که کودک را گول می زند
خودم را با امید دیدن روی خوش زندگی
گول زدم
اما
مثل همیشه
...دروغگوی خوبی نبودم
لعنت بر بی پولی
با این گرانی مصالح
دیوارکشی قلبم نیمه کاره
مانده
. ...و
این روزها من زندگی نمی کنم فقط زنده ام
زنده ای هستم که گورش زندگیست
اطرافیانم گوشتهای نداشته و استخوانهایم را زنده مرده به دندان می کشند
ولی فریاد نمی کشم و سکوت می کنم
به خاطر آرامش همه
و خیالم راحت است که دیگر مادرم شیون نمی کند
چراکه جسمم را در کنارش دارد و
همین مرا بس است.