بهانه ایست
ترس شنیدن
صدایی از بالکن اتاق
شب و تنها در خانه
برای
ریختن اشک های خشک شده
...در چشم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:27  توسط الناز
|

بهانه ایست
ترس شنیدن
صدایی از بالکن اتاق
شب و تنها در خانه
برای
ریختن اشک های خشک شده
...در چشم
روزی که رفت از یاد
روزی که ماند در یاد
کاش میشد
بروند بر باد
...روزهای مانده در یاد
.پی نوشت:دو خط اول از نامجو هستش
در زندان دنیا
بخش آسیا
بند ایران
محکوم ایم به
یک عمر حبس
!!!در سلول دختری
برگشته ایم به عصر حجر
با فلشی دیگر در جزیره
اما گویی رمانتیسم را نیز
با خود
آورده ایم که
قلب ها
!!!زنده به گور می شوند
!پی نوشت: فلش در جزیره برمیگرده به سریال لاست که فکر کنم اکثرا دیدین
آن دیگری
اسکتچ قلبش را بسته و
!!!حاضر به ادیت آن نیست
!!!پی نوشت: اسکتچ=طرح. شرح.زمینه و یه همچین چیزایی
گیر کرده سوزن گرامافون
روی صفحه ی غمگین
!!!زندگی