تبليغاتX
نور سحری
 

 

بهانه ایست

ترس شنیدن

صدایی از بالکن اتاق

 شب و تنها در خانه

برای

ریختن اشک های خشک شده

...در چشم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:27  توسط الناز  | 

 

 

روزی که رفت از یاد

روزی که ماند در یاد

کاش میشد

بروند بر باد

...روزهای مانده در یاد

 

 

.پی نوشت:دو خط اول از نامجو هستش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 18:53  توسط الناز  | 

 

 

 

در زندان دنیا

بخش آسیا

بند ایران

محکوم ایم به

یک عمر حبس

!!!در سلول دختری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:30  توسط الناز  | 

 

 

برگشته ایم به عصر حجر

با فلشی دیگر در جزیره

اما گویی رمانتیسم را نیز

با خود

آورده ایم که

قلب ها

!!!زنده به گور می شوند

 

!پی نوشت: فلش در جزیره برمیگرده به سریال لاست که فکر کنم اکثرا دیدین

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 16:35  توسط الناز  | 

 

 

آن دیگری

اسکتچ قلبش را بسته و

!!!حاضر به ادیت آن نیست

 

!!!پی نوشت: اسکتچ=طرح. شرح.زمینه و یه همچین چیزایی

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 14:13  توسط الناز  | 

 

 

گیر کرده سوزن گرامافون

روی صفحه ی غمگین

!!!زندگی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:23  توسط الناز  |